تبلیغات
تینیجر بانـــد - خودمانی............

تینیجر بانـــد

teenagerband

خودمانی............

سلام به  دوستان گل و گلاب..........فرا رسیدن ماه رمضون رو به همتون تبریک میگم(چون مخاطب خاصی در کار نیستتتتت به خودم تبریک میگم!)....
 1- اه چرا چیزی به ذهنم نمیرسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کار آموزی روکه الهه گفت بهتون؟؟؟؟؟؟؟؟من هروز شیش ساعت تو کانونم و چهار روزشو با بچه ها میگذرونم و چهارشنبه و پنج شنبه هم اونجا درس میخونم واس  کنکور (موندم چرا خیلیا به خوشون سخت میگیرن بخاطر کنکور...مگه کنکور غوله؟؟؟؟؟؟؟؟)البته بیکارم نیستم  و سه روزی میشه که شروع به انیمیشن سازی کردم و فقط مونده فیلمشو بسازم(خعلی سخته خعلی سخته واقعن!!!! )ولی زیادی به روم نمیارم....جالب اینجاست باوجود ایینکه دخترا و پسرای بالای 17 سال حق عضویت و ورود به کانون رو ندارن  ولی خب بخاطر کمبود امکانات شهرمون بازم میان و سر ما کارمندای اونجا رو گرم میکنن! (فکر بدی نکنین  و بدهم برداشت نکنین خواهشا!) ---------> یعنی من بی تقصیرم!

2- کسی آهنگ جدید و شاد  احمد سعیدی به نام نازنین رو  گوش داده؟ عماد طالب زاده چطووور؟ اگه خوب بوده بگین بگوشمش! تو این وب یکیو لینک کردم به اسم نوشین دختری با خاطره های شکلاتی دست به قلمش خوبه و فقط از خودش و روزایی که در طول چندروز گذرونده مینویسه بهتون پیشنهاد میکنم که بهش بسرین! راستی مبینا هم داستان بابالنگ دراز و جروشا ابوت رو هروز میذاره تو وبش که اونایی نتونستن کتابشو گیر بیارن بخوونن اونم بخونین!

3-  دلم  دورهمی دوستانه و دریا و شیطنت های فیزیکی و لحنی رو میخواد...دلم شدیدا تنگ شده واسه معلم دوست داشتنیم خانوم دلاوری..معلمی که سختگیریاش عادلانه بود ...... مهربون بود .....معلمی که با اینکه جلوش سوتی دادم به دوست جونیم جواب درستو رسوندم ولی به روم نیاورد و گذشت  (از همین تربیون ازش عذر خواهی میکنم ) معلمی که آرامشش واسه مون جای سوال بود وقتی به چشماش نگاه میکردیم یا حضورشو بالای سرمون حس میکردیم آرامش درونیشو بهمون منتقل میکرد (منظورم از دریا چشماشونه...  چشماش با اینکه عسلیه ولی مثل دریاست )..... معلمی که پا به پامون راه میومد و گله ای نمیکرد......امسال دیگه کلاس تابستونی نمیذاره من پنج سال پیششون شاگردی کردم و پارسال آخرین تابستونی بود که تو کلاسشون بودم درست حسابی نتونستم ازش تشکر کنم....... با وجود اینکه تومدرسه هم معلم درسای تخصصیمون مثل عکاسی و کارگاه و صفحه آرایی بود.... بخاطر بچه های کلاسمون اذیت شد و نتونستیم درست حسابی ازش معذرت خواهی کنیم!!!!
آخییش چیزی که ته دلم بود رو ریختم بیرون بالاخره........دوستان من شدیدا به این رنگ علاقه دارم و از دفعه بعد با همین رنگ مینویسم!اعتراضی هم وارد نیست! ختم کلام! 


[ سه شنبه 17 تیر 1393 ] [ 13:58 ] [ پگاه ] [ نظرات() ]
Susa Web Tools