تبلیغات
تینیجر بانـــد - تو حال و هوایی ام ...:)*

تینیجر بانـــد

teenagerband

تو حال و هوایی ام ...:)*

من اومدم با حال و هوای بعد کنکور 24 مرداد..............خلاصه ش میشــــــــــــه: جاتون خعععععلی(بالحن رامبد جوان!!!) خالی بود!با جزییات بگم این میشه: شب قبلش الهه اس داده بود ساعت 6 صبح میوفتیم سمت خمین !من : ساعت هفت و نیم درو میبندن دیر میرسیا! اون :نه بابا داداشم عین جت منو میرسونه....خمینو بلده...حرفه ایه! من :درحال خندیدن! صبحش  با پدر گرام رفتیم دنبال دوست جونیم و  زدیم به جاده......از بس که جاده خمین دست انداز زیاد داشت و بابام هم عاشق دست انداز خواب از سرمون پریده بود...دوستم سرش تو لاین بود منم سرم تو کتاب تاریخ هنر ایران و خط در گرافیک.....خداوکیلی درست حسابی درسای تخصصی  رو نخونده بودم درسای عمومیم که زبان و عربی و زبان فارسی و ادبیات رو نگاه کردم فقــــــــــــــــــــــــط!یه بار نزدیک بوود گم بشیم که با یاری حافظه من (مسیرو از طریق گوگل مپ حفظ کرده بودم! : دی) سریع دانشگاه رو پیدا کردیم و وبر بچه های کامپیوتر مدرسه مونو دیدیم ولی خبری از الهه نبود!بچه های خودمونم رسیدن و باهم رفتیم تو دانشگاه با کلی استرس!چشمام گرد شده بـــــود در حد لالیگـــــــــــــــــا!بس که شلوغ بود و اکثر دانشگاه رو پسرا اشغال کرده بودن!بعضیام با خانواده اومده بودن پیک نیک تو محوطه دانشگاه!جلوی برد وایسادیم و دید میزدیم محوطه دانشگاه رو تا اینکه وا دادم ......و گفتم خدایا من غلط کردم که پامو گذاشتم تو دانشگاه من آمادگیشو  ندارم بذار برم پیشو بخونم!  دوستان هم با خنده تایید کردن! یه مراقب 26 ساله هم داشت اون دانشگاه و شده بود دستمایه شوخی های من و دوستم!الهه م سر رسید و گفت پگاااااه خجالت بکش....(مثلا من  فمینیسمم !)پسرا هم کلا اوضاعشون از ما بدتر بود یکی با دمپایی یکی با شلوار ورزشی خلاصه یه وضعی بود ! ساعت هشت شد ولی درو باز نکردن 5 دیقه گذشت  و آخر سر مجوز دادن بریم سرجامون بشینیم!ساعت هشت ونیم پاکت سوالات و برگه پاسخ دهی یا تست زنی چه میدونم پخش کردن همون موقع استرسمونم از بین رفت!من موندم چیه کنکور باعث شده شماها غول فرضش کنین آخــــــــــه!صفحه اول دفترچه رو باز کردم ادبیات بود!از خیر عمومیا گذشتم رفتم سراغ تخصصیا!صفحه آرایی همه رو زدم  یکیش اشتباه در اومد....تاریخ مزخــــــــرف بود سوالاش خارج از کتاب بود...بعد از طراحی و خط در گرافیک و عکاسی و درسای تخصصی(بعداز نیم ساعت باتوجه به 210 دیقه وقت قانونی) برگشتم صفحه اول و هرچی رو بلد بودم از ادبیات و زبان فارسی و عربی(افتضاح بود وقتی میخـــــــــوندی حس میکردی خر فرض شدی!)  وزبان شیمی و فیزیک( از هر دوتاش فقط مفهومیاشو زدم بر اساس استدلال و منطق و اینا ! ریاضی هم هیچی نزدم! کیکم دادن بهمون شکلاتی بود! نیم ساعتم روش رفت و دوباره نیم ساعت برای چک کردن! از اونموقع تا به الان حس میکنم که درصدهای منفی من کمتر از درصدهای مثبته(امیدوارم احساسم بهم خیانت نکنه!)پاشدم و رفتم سمت جلو سمت مراقب سر راهم بچه هارو دیدم تا اینکه گفت باید بری پشت سرت تحویل بدی عقب گرد کردم و سر راهم اعتماد به نفس میدادم به دوستان و چشمک میزدم که قبولید و اینا!مدادمو گرفتم جلوی دوست جونیم ولب زدم : من بیرون منتظرم!و زدم بیرون و بقیه کم کم هم به تبعیت از من پاشدن و اومدن بیرون و شروع کردیم به جیغ جیغ کردن و جلز و لز کردن که همه جای خوب  قبولیم!  پسراهم با دهان باز نگامون میکردن و نچ نچ میکردن!قیافشون شده بود عین این شکلکا   ...خلاصه اصل مطلب اینه : کنکور همچین آش دهــــــن سوزی هم نیست که خودتونو میکشین آخرش بیخود خودتونو خسته میکنید نقطه سر خط! حتما خندوانه روببینید از شبکه نسیم...از شنبه تا پنج شنبه ساعت 23.....رادیو هفت رو هم یکشنبه ها از شبکه آموزش ببینید مجریشم هر هفته یکشنبه ها امیر علی نبویان هستش( من که خععععلی دوستش دارم و همه جوره قبولش دارم).....شنبه ها و دوشنبه ها هم شبکه نسیم یه ربع قبل از خندوانه یه برنامه پخش میشه به اسم مزه که امیرعلی نبویان مجریشه مدت زمانیشم یه ربعه!حالشو ببرین!شرمنده اگه طولانی بود!

[ یکشنبه 26 مرداد 1393 ] [ 16:53 ] [ پگاه ] [ نظرات() ]
Susa Web Tools